بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
93
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
و مىفرماييم كه « 1 » تا در جوامع افعال « 2 » عنان عادت و سيرت بدست عقل و بصيرت دهد و بر صوب اعتدال اوساط تابد « 3 » ، و از تفريط و افراط حواشى تحاشى لازم شمرد ، و على التخصيص و التنصيص در اعطا و انفاق انجاز « 4 » و اسعاف به حد تبذير و اسراف نرساند ، و در جمع خزاين و اقتناى ذخاير نيز نام خويش را از وصمت بخل و امساك صيانت كند ، و فحوى عليكم بالنمط الأوسط چنان به گوش هوش فرو خواند كه خويشتن را « 5 » مقتداى آن طايفه و پيشواى آن طبقه گرداند كه الذين « 6 » اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما ، تا هم قاعدهء ملكش ممهد گردد و هم بنياد دينش مؤكد ماند « 7 » ، و در عاجل و آجل بسعادت « 8 » مؤيد باشد . و مىفرماييم تا « 9 » كافهء مردمان و رعايا « 10 » كه بديوان آن فرزند اختصاص يافتهاند « 11 » در حرز حمايت و حضن « 12 » وقايت و حصن رعايت خويش بدارد ، و شرط الشفقة على خلق الله را در حق ايشان بجاى آورد « 13 » ، و بذل عاطفت را دربارهء ايشان وسيلت « 14 » تحصيل رضاى ايزدى سازد ، كه الخلق عيال الله « 15 » فاحبهم اليه ابرهم لعياله « 16 » . و عمال را وصيت كند تا حسن سجيت را كار بندد « 17 » ، و سويت ميان رعيت نگاه دارند « 18 » ، و جانب ضعفا به جهت تحرى رضاى اقويا فرو ( نگذارند ، با همگنان « 19 » ) شيوهء استمالت برزند « 20 » نه طريق استطالت « 21 » ، و انارت وجوه اموال از « 22 » عمارت اعمال كنند نه از راه اكتساب و بال ، و اجازت ندهد كه از دستورات متداول و قوانين متعارف عدول نمايند ، و در قواعد معاملات قديم تزلزلى پيدا آرند « 23 » . ( و شحنه گانرا بگويند « 24 » ) تا مراسم حسن سياست احيا كنند ، و روا ندارند كه از متعديان بر متهديان تطاولى و از متهتكان بر متنسكان زيادتى رود ، و راضى
--> ( 1 ) سا . ( 2 ) احوال . ( 3 ) يابد . ( 4 ) ايجاب . ( 5 ) خويشتن . ( 6 ) و الذين . ( 7 ) گردد . ( 8 ) ضا ، مؤبد . ( 9 ) كه . ( 10 ) و رعايا را . ( 11 ) يافتند . ( 12 ) و حرز . ( 13 ) آرد . ( 14 ) وصيلت . ( 15 ) ضا ، تعالى . ( 16 ) بعياله . ( 17 ) ظ ، بندند . ( 18 ) دارد . ( 19 ) نگذارد ، همگنان اين ( ظ ، نگذارند ، و با همگنان ) . ( 20 ) ورزند . ( 21 ) استدالت . ( 22 ) و از . ( 23 ) آيد . ( 24 ) و شحنگانرا بگويد .